متن و آهنگ سرود « بهار بیکرانه »

چه خوش بود به نور جان/ ز دام تن رها شدن
به بحر بی کرانه هم/ فدا شدن فنا شدن
چه خوش بود برآمدن/ ز تیرگی به پای دل/
که با همه مهاجران/ قرین و هم نوا شدن
سوی منزل رود لحظه لحظه کاروان از پی یکدگر با شتاب و بی امان
دره ها جملگی رهروی مهاجران همچو قطره روان سوی بحر بی کران
عترت آیینه قدرت خدا بُوَد هجرت آیین احرار و انبیا بود
در جهان ار نشان کز کمال و قدرتت
بی گمان جلوه ای از نمود هجرتت
نهضت ما قوی شد زهجرت امام از دم او رسید جان به پیکر قیام
این رسول زمان از دیار مشرکان شد برون تا زند نقش بهترین نظام
این خروش قرن ما، این نشانه یقین آنکه عظم او قوی، آنکه رای او متین
(خشم و انتقام حق بر سر ستمگران تکیه گاه بی کسان مقتدای مومنین)2
بیا که از، حصار تن به شهر جان، گذر کنیم
چو عارفان، به پای دل، زخود به خود، سفر کنیم
به شیوه مهاجران، ز خود قدم، برون نهیم
به جلوه های بی نشان، به چشم دل نظر کنیم
برای دریافت آهنگ باکلام و بیکلام و متن این سرود به ادامه مطلب مراجعه کنید
ورودتان را به وبلاگ معاونت پرورشی و تربیت بدنی میانکوه خوش آمد می گوییم .